یاابا صالح المهدی






یه روزی روزگاری میون بیشــه زاری
حیوانات زیــادی مشغول کار و بازی
یه روز سـرد برفی غراب که داشت پیامی
فریاد و غارغار میکرد همه رو خبردار میکرد
"اَسد" مهمونی داره بیاد هر کی شنیـــده
***********
"زرافــة" و "غـــزالة" رفتند رسیدند خونه
"حمار"و"ذئب"وثعلب" همه گفتند زیر لب :
این که خیلی عجیبه تو این سرما ضیافه
**********
وقتی رسیدن اونــجا "حـمـار"و"ثعـلب" بـلا
نشستند "قرب الاسد" گفتن و خوردن "اطعمه"
"ثعلب"بلند شد از جا گفتا به سلطان مرحبا
*********
"ذئب"حریص ز"ثعلب" پرسید یواش زیر لب
چطوری جمع کرده شیر میوه ، غذا و پنیر
حتمٌا چون اون قویـــه از ضعــفا گرفـتـه
روباهه گفت دوست من به شیر تهمت نزن
ببین کارش قشنــگه شیر حیوون زرنگه
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.